كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

992

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

ذكر بعض قضايا كه در اثناى حفر نهر بيلقان به وقوع پيوست در اثناى حفر نهر بيلقان ، شحنهء عدالت حضرت صاحب‌قران مولانا قطب الدين قرمى صدر را قيد فرمود و سببش آن بود كه مولانا همراه جمعى عمله به شيراز رفته بود به موجب حكم و بر اهل فارس بيدادى چند كرده و در وقت عزيمت به اردوى همايون مبلغ سيصد هزار دينار كپكى به رسم نثار و پيشكش از رعايا و محترفه گرفته همراه آورد و مولانا صاعد از شيراز آمده صورت حال عرضه داشت نمود و آن حضرت فرمود كه شيخ درويش اللهى مولانا را زاولانه « 1 » و دو شاخه كرده با مبلغى كه به رسم نثار و پيشكش آورده به شيراز برد و آن وجوه را به صاحبان بازدهد و ارغون نوكر مولانا را كه بر خلق ظلم كرده به حلق آويزند و جناب صاحب اعظم خواجه معزّ الدين ملك سمنانى را به ضبط مال فارس فرستاده مولانا صاعد را نيز بازگردانيد و ايشان به شيراز آمده ارغون را بركشيدند « 2 » و روز جمعه كه مردم شهر و ولايت در مسجد عتيق جمع آمده بودند مولانا را باز اولانه و دو شاخه در پاى منبر سنگين بازداشته مولانا صاعد به بالاى منبر برآمد و آواز برآورد كه هر زيادتى كه مولانا قطب الدين درين مملكت ارتكاب نموده از پيش او بود و صاحب‌قران نفرموده و بيت خواجه عماد را تغيير داده گفت : نظم اگر خراب شود مملكت ز شاه مدان « 3 » * كه نزد مردم دانا گناه مولانا است و مجموع رعايا و جمهور برايا غلغلهء دعا و ثناى آن حضرت به سامع ملأ اعلى

--> ( 1 ) . « بند آهن كه بر پاى كسى نهند و عوام زولانه گويند . ناصر خسرو گويد : به شهر تو گرچه گران است آهن * نشايى تو بىبند و بىزاولانه و در رسالهء وفايى به معناى موى جعد نيز آمده . » ( فرهنگ رشيدى ج 1 ص 771 ) . ( 2 ) . يعنى بر دار كردند ، بر دار كشيدند . ( 3 ) . ظف : اگر خراب شد اين مملكت ز شاه مدان .